روز های پابوس آقا
از خاک تو کسب آبرو کردم من/با عطر ضریح تو وضو کردم من
رفته بودم زیارت بوی قرآن گرفتم پیش خورشید بودم نورازآن گرفتم حوض آبی صدا کرد ماهی قلب من را قلبم از من جداشد رفت دیدار دریا هرچه دیدم درآنجا نوربودودعا بود گوشه در گوشه صحن ردپای خدابود شددهانم چه شیرین ازنبات زیارت ثبت شد دردل من خاطرات زیارت شعراز محدثه آذرمند شاید مسیر راهش این بار قصه دارد یک قصه اززیارت یک قصه ازتمام روزهای سخت آخر! شایدنشسته اینجا یک آسمان کبوتر زیر دوبال زیبا یک گنبدپراز زر بابا بگو برایم یک قصه اززیارت یک قصه قدراین پر پرهای این کبوتر شاید که گریه کرده روزهای سخت آخر! بابا بگو براشان یک قصه اززیارت شایدکه پربگیرنداین دسته روز گنبد شاید مسیرراهشان این بار قصه ای داشت قدرصدای این طبل بابا به من نگاه کرد طبل نه عروسک من نقاره های این صحن یک آسمان کبوتر شعر از پریسا زمان پور برگزیده آثار چهارمین جشنواره ادبیات کودک ونوجوان رضوی1388
برچسبها: خاطره,
برچسبها: شعر, زیارت,
برچسبها: شعر,